السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

228

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ » ) * كلمه « سندس » به معناى پارچه نازكى است كه از ابريشم بافته شده باشد ، و كلمه « استبرق » پارچه ضخيم ابريشمى است ، و هر دو كلمه در اصل فارسى بوده ، و به زبان عرب داخل شده است . « متقابلين » - يعنى روبروى همند تا با هم انس داشته باشند ، چون نزد اهل بهشت هيچ ناملايمى نيست ، زيرا فرمود : در مقامى امين قرار دارند . * ( « كَذلِكَ وَزَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ » ) * يعنى به همين منوال است كه وصف كرديم ، و مراد از تزويج اهل بهشت با حوريان اين است كه قرين حوريان هستند ، چون اين تزويج به معناى ازدواج اصطلاحى نيست ، بلكه از زوج به معناى قرين است ، كه معناى اصلى لغوى آن است . و كلمه « حور » جمع حوراء است ، كه به معناى زنى است كه سفيدى چشمش بسيار سفيد ، و سياهى آن نيز بسيار سياه باشد ، و يا به معناى زنى است كه داراى چشمانى سياه چون چشم آهو باشد . و كلمه « عين » جمع كلمه « عيناء » يعنى درشت چشم است و از ظاهر كلام خداى تعالى برمىآيد ، كه حور العين غير زنان دنيايند ، كه آنان نيز داخل بهشت مىشوند . * ( « يَدْعُونَ فِيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِينَ » ) * يعنى تمام اقسام ميوه ها را مىطلبند ، و مىخورند ، در حالى كه از ضرر آنها ايمنند . * ( « لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الأُولى وَوَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ » ) * يعنى غير از مرگ اول ديگر مرگى نمىچشند ، و در بهشت خلد به حياتى ابدى كه ديگر دستخوش مرگ نمىشود زنده‌اند . بعضى از مفسرين در اين آيه اشكال كرده‌اند ، به اينكه استثناء مرگ اول از جمله « در بهشت مرگى نمىچشند مگر مرگ اول را » ، چنين مىرساند كه در بهشت يك مرگ مىچشند ، در حالى كه قطعا خلاف اين معنا منظور است . و به بيانى روشنتر اينكه : منظور از مرگ اول مسلما مرگ در دنيا است كه نسبت به اهل بهشت پيشامد گذشته اى است ، و محال است كه انسان در آينده اش يعنى در بهشت متصف و متلبس به چيزى باشد كه در گذشته واقع شده ، و گذشته است ، و با اين حال چه معنا دارد كه در آيه بفرمايد : « در آينده يعنى در بهشت نمىچشند مگر مرگ در گذشته را » ؟ . البته در اينجا اشكال ديگرى نيز هست كه مفسرين متعرض آن نشده‌اند ، و آن اين